کاش هرگز به اين دنيا نيامده بودم....!؟
آخر چگونه ميتوان در اين دنيا زندگي کرد ؟
دنيايي که در آن آدم ها روزي چندين بار عاشق مي شوند!
دنيايي که در آن عشق را تنها در ويترين کتابفروشي ها ميتوان يافت!
دنيايي که در آن محبت و صداقت مرده و جاي آنها را بي وفايي و دروغ گرفته!
دنيايي که در آن دروغ عادت ٬ بي وفايي قانون ٬ و دل شکستن سنت است!
دنيايي که در آن عشق را بايد به بها خريد!.
دنيايي که ما ادمها فقط به فکر خودمون هستيم!
دنيايي که ما دلمون اينقدر کوچيک و محدوده که جايي براي بخشش و بزرگواري نداريم!
دنيايي که ادمهاش هر روز دل يکي رو مي شکنند و بي خيال رد مي شند ....!
کاش دنياي ما دنيايي بزرگ پر از بزرگي بخشش و کرامت بود کاش اما صد افسوس......!تقديم به دل شکسته ها
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگي هاي عالم
شيشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترين
تلنگري مي شکند
مي خواهم فرياد بزنم ولي واژه اي نمي يابم
که عمق دردم را در فرياد منعکس کنم
فريادي در اوج سکوت که هميشه براي خودم سر داده ام
دلم به درد مي ايد وقتي سر نوشت را به نظاره مي نشينم
کاش مي شد سرنوشت را با ان روزها شيرينم
عجين کرد
بغض کهنه اي گلويم را آزارد
نفرين به بودن وقتي با درد همراست
اي کاش باز هم کسي اشکهايم را نبيند
تنها با خاطراتم خوشم